Blog Author(s) سروش
More ...
      یه بطر عرق کشمش 55 (چیزهایی هست که نمی توان به زبان آورد, چرا که واژه ای برای بیان آن ها وجود ندارد. اگر هم وجود داشته باشد, کسی معنای آن را درک نمی کند. اگر من از تو نان و آب بخواهم تو درخواست مرا درک می کنی... اما هرگز این دست های تیره ای را که قلب مرا در تنهایی گاه می سوزاند و گاه منجمد می کند, درک نخواهی کرد. می خورم که این دست ها را نبینم. اگرشما این دست ها را می دیدید شاید ، فقط شاید قطع شان می کردید ولی حیف که همه تان کورید، همه تان کورید)
  by: سروش

ای دل غافل...

  Comments ()